نگاشته شده توسط: elmee | نوامبر 22, 2009

قوانین مورفی چیستند؟

مقدمه:

قوانين مورفي توسط شخصي بنام کاپيتان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سال ١٩٤٩ پا به عرصه حضور گذاشت وي هنگامي که روي پروژه اي در نيروي هوايی مشغول بررسي روند کار بود متوجه شد که تراسفورماتور به صورت نادرستي سيم پيچي شده؛ در مورد تكنسين مربوطه چنين گفت:”اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه کارشو درست انجام نده، اون راهو پيدا ميكنه” قوانين مورفي اکنون افزون بر هزاران قانون مي باشد که توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مجموعه اي ازقوانين حاکم بر زندگي هستند که اکثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند اما بسياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند اکنون به برخي از اين قوانين توجه کنيد:

قوانین اولیه:

-هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر می‌رسد نیست.

-هر چیزی بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید.

-چیزی که ممکن است خراب شود، خراب می‌شود.

-اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد،‌ آن یک خراب می‌شود که بیش‌ترین خسارت را بزند.

نتیجه: اگر بدترین زمان خراب شدن‌ برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب می‌شود.

-اگر چیزی قابل خراب شدن نباشد، پس حتما می‌شود.

-اگر پیش‌بینی می‌کنید که چهار احتمال برای خراب شدن چیزی وجود دارد و از قبل تمهیدی برای آن‌ها اندیشیده‌اید،‌ پس حتما راه پنجمی به طور غیرمنتظره به وقوع می‌پیوندد.

-وقایع خودبه‌خود تمایل به بدترشدن دارند.

-اگر به نظر می‌آید که همه چیز به خوبی پیش می‌رود،‌ پس حتما از چیزی صرف‌نظر کرده‌اید.

-طبیعت همیشه طرف‌دار خرابی‌های پنهان است.

-طبیعت یک حرام‌زاده است.

-غیرممکن است که چیزی را بی‌خدشه ساخت چون احمق‌ها نابغه‌اند.

-هرگاه برنامه‌ریزی بکنی که چیزی را انجام دهی،‌ حتما چیز دیگری به وجود می‌آید که باید قبل‌اش انجام دهی.

-هر راه‌حلی مسایل جدیدی را به وجود می‌آورد.

-احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن.

-هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب).

-شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش.

-هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت.

-زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد.

-هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده.

-اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.

-وسائل نقلیه مثل اتوبوس و هواپیما و قطار دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید آن موقع حتماً سر وقت رفته.

-هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.

-در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.

-هر کسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد.

-زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر کند.

-هرگاه کفش نو را براي اولين بار به پا کنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت.

-زماني که مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك کنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد.

قانون بقاء کثيفي: براي تميز کردن هر چيزي چيز ديگري بايد کثيف گردد

-اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد.

-اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد کرد.

-قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي که ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره کرده و ميگريزند.

-دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت.

-جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است.

-هرگاه چيزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد آرد.

-کار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهد تا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش کنيد.

-احتمال آنكه طرف ناني که به آن کره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش.

-شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه کردن به خطوط راه آهن، بگوييد که قطار از کدام سمت خواهد آمد.

-ماشيني که روبروي شما در حرکت است هميشه سرعتش از شما کمتر است.

-هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد.

-افرادي که مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي کنند.

-دود سيگار همواره به سمت افراد غير سيگاري حرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد.

-جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد.

-براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد.

-دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند.

-هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد که علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد.

-تقريبا داخل شدن به کاري از خارج شدن از آن آسانتر است.

-هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد.

قوانین اتوبوسی مورفی:

-اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید.

-اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است.

-اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.

-هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.

-مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد) اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.

-اگر هوا سرد يا بارانی است يا هر دو٬ اتوبوس دير خواهد آمد.

-اگر فکر می کنيد که زمان کافی برای رسيدن به اتوبوس داريد حتماً جدول زمانی اتوبوس را اشتباه خوانده ايد.

-اگر شما پول خرد نداريد٬ راننده هم همينطور.

-اتوبوسی که شما برنامه ريزی کرده ايد تا سوارش شويد معمولاً پنج دقيقه زود می آيد و شما به آن نمی رسيد.

-اتوبوسی که به آن مي رسيد معمولاً ۱۵ دقيقه دير می آيد.

قوانین عشق

-اگر اشخاص تصاحب نشده باشند، مطمئنا دلیلی دارد!.
-هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب‌تر باشد، فاصله‌اش از تو بیشتر خواهد بود.
-میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنه.
-ذهن x زیبایی x در دسترس بودن = عدد ثابت. این عدد ثابت همیشه صفر است.
-وقتی همسر یک مرد با اون به تفاهم میرسه که از گوش کردن به اون دست بر داره.
-چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب می کند همانهایی اند که چند سال بعد بیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت.

قوانین مادرانه:

-مادر ها در دو موقیت شما را نصیحت می کنند وقتی که به آن نیاز دارید و وقتی که نیاز ندارید.
-انجام دادن هر کاری از طرف شما با انتقاد مادرتان مواجه می شود حتی انجام ندادن هیچ کاری هم.
-هرچی بزرگتر بشی واسه مامان بچه تری.
-مادرها همیشه می توانند یک راه بهتر برای انجام کارها نشان دهند:منتها بعد از آکه آن کار را انجام دادید.
-هر گاه فکر کرديد رازی داريد که مادرون نميدونه به ياد بياوريد که اون پوشک شما رو عوض ميکرده.

قوانین نظامی:

-هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن.
-گر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند.
-اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما” به سمت دام دشمن می روی.
-اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن.

قوانین جاذبه مورفی:

-شی در حال سقوط همیشه جائی فرود میاد که بشترین ضربه رو بزنه.

-قطره ی رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می کنه تا رو فرش بچکه (تا زمانی هم که خشک نشده دیده نیمیشه ).

قوانين مورفی در خياطی:

-وقتی که شش دکمه احتياج داريد٬ حداکثر پنج دکمه در قوطی دکمه ها پيدا خواهيد کرد.

-وقتی عجله داريد٬ سوراخ سوزن بيش از اندازه کوچک است.

-معمولاً پارچه ای را که فراموش می کنيد قبل از دوختن بشوييد تا آب برود٬ همانی است که خيلی آب می رود.

-سوزن گم شده هميشه توسط همسر يا فرزندتان وقتی که با پای برهنه در حال راه رفتن در اتاق هستند پيدا می شود.

-اتو لباس را نمی سوزاند مگر در آخرين پرس.

-اتوی بخار شما بخار همراه با زنگ آهن را فقط روی لباسهای ابريشمی سبک تخليه می کند.

فلسفه مورفی: ” لبخند بزن فردا روز بدتریه “

سرنوشت مورفی بیچاره:

یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم می شه اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده و ماشین ها با سرعت مورچه می رفتن آقای مورفی هم می زنه بقل که بقیه رو با تاکسی بره همینجوری ریلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده تپٌی می زنه بهش و می میره اتفاقا اون روز لباسش هم سفید بوده حالا فکر کن!! با یه لباس سفید کنار یه بزرگراه شلوغ واستاده باشی بعد یه گاگولی در جهت مخالف بیاد بهت بزنه و بمیری احتمالا موقع جون دادن این جمله ی معروفش روی لبش بوده که

“اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه”

===

منبع: ویکیپدیا و منابع دیگر

سایت قوانین مورفی

نگاشته شده توسط: elmee | نوامبر 21, 2009

هفت سوالی که خواب از چشم فیزیک‌دانان ربوده است

هر شب که پیش از خواب، مشکلات روزمره خود را برانداز کرده و به راه‌حلشان فکر می‌کنیم؛ کسانی هستند که آرامش اندیشه‌های شبانه‌شان را در جدال با رازهای دیرینه و سرسخت جهان پیرامون‌مان بر هم می‌زنند؛ اندیشه‌هایی که شاید در خواب هم تجربه‌اش نکرده باشیم!

هفته پیش، فستیوال ۱۰ روزه‌ای با عنوان «کوانتوم تا کیهان» در انیستیتو فیزیک نظری پرمیر واقع در واترلوی کانادا برگزار شد. در این نشست که به مناسب دهمین سالگرد تأسیس انیستیتو پرمیر برگزار شده بود، دانشمندان سرشناسی از اقصی نقاط جهان به ارائه سخنرانی در زمینه سه موضوع نظریه کوانتومی، کیهان‌شناسی نوین و نیز ایده‌های آینده بشر پرداختند.

مایکل گریفین، رییس سابق سازمان فضایی آمریکا (ناسا) و پروفسور کیپ تورن (جانشین ریچارد فاینمن در انیستیتو فناوری کالیفرنیا) نیز از جمله سخنرانان این همایش بودند. اما یکی از جالب‌ترین حواشی این نشست علمی زمانی رخ داد که در حضور صدها تماشاگر، از چندین فیزیک‌دان برجسته جهان پرسیده شد: «چه افکاری خواب شب را از شما ربوده است؟»

چرا قوانین جهان به شیوه کنونی‌شان تنظیم شده‌ا‌ند؟

دکتر سین کارول از انیستیتو فناوری کالیفرنیا (کلتک) معتقد است، همواره سایه این سؤال سخت بر تلاش‌های پی‌گیر فیزیک‌دانان در حوزه قوانین بنیادین جهان سنگینی می‌کرده است؛ این‌که چرا جهان را این‌گونه می‌بینیم؟

اگر تاکنون به وجود قوانین بسیاری پی برده‌ایم، پس چرا جهان‌های دیگری وجود نداشته باشد که همان قوانین بر آن‌ها حکمرانی کند؟ او در ادامه گفت:

«شاید بفهمیم که جهان مشابه دیگری وجود ندارد؛ اما من به صحت این گفته شک دارم.»

او معتقد است که تصور وجود جهان‌هایی با قوانین متفاوت آسان است؛ پس در خصوص جهان خودمان باید پرسید: چرا این قوانین و نه قوانین دیگری؟

جهان از چه چیزی ساخته شده است؟

امروزه می‌دانیم که ماده معمولی (اتم‌ها و مولکول‌هایی که ستارگان، کهکشان‌ها و خود ما را ساخته است)، تنها ۴% از محتوای جهان ما را در برگرفته است. همان ۹۶% باقیمانده است که خواب را از چشمان کاترین فریس، فیزیک‌دان دانشگاه میشیگان ربوده است.

او معتقد است به بخشی از این سؤال در آینده‌ای نزدیک پاسخ داده خواهد شد؛ این‌که ماده تاریک چیست؟ ماده تاریک، ۲۳% از جهان را تشکیل داده و طبق گفته‌های فریس، نتایج اخیر مشاهدات تلسکوپ فضایی پرتو گامای فرمی نشان داده است که ساختار ماده تاریک تا حد زیادی با تصور کنونی ما از آن تطابق دارد.

اما از طرفی کشف «انرژی تاریک» در اواخر قرن بیستم، معماهای بسیاری را مطرح ساخت که امروزه نمی‌توان پاسخ صریحی به آن‌ها داد.

انرژی تاریک، میدان مرموزی از انرژی دافعه است که با اختصاص حدود ۷۰% از ساختار جهان به خود، نرخ انبساط کیهان را شتاب می‌بخشد. پس این سؤال را می‌توان این‌چنین نیز پرسید:

انرژی تاریک چیست و چرا آن‌قدر ضعیف است که دخالتی در فرآیند شکل‌گیری کهکشان‌ها، ستارگان و نهایتاً ظهور حیات نداشته است؟

پیچیدگی از چه نشأت می‌گیرد؟

واقعیت مرموزی است که از رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی بنگاه‌های مالی گرفته تا سر برآوردن حیات پویا از ماده‌ای مرده و کسل کننده را توجیه می‌کند؛ واقعیتی که ذهن دکتر لوئی کادانانوف، فیزیک‌دان و ریاضیدان کاربردی دانشگاه شیکاگو را نیز به ذهن خود مشغول کرده است؛ این‌که پیچیدگی یک سیستم ناشی از چیست؟

او معتقد است اگرچنانچه فیزیک‌دانان ذرات بنیادین و کیهان‌شناسان توجه خود را صرفاً معطوف به مقیاس‌های بسیار بزرگ و بسیار کوچک کنند؛ حقیقت مهمی را در این میان نادیده گرفته‌اند. او می‌گوید:

«ما هنوز نمی‌دانیم چگونه یک شیشه معمولی پنجره کار می‌کند و شکل خود را حفظ کرده است. پژوهش در باب اشیاءِ آشنا و معمولی، به اندازه درک (ساختارشان) حائز اهمیت است.»

او معتقد است حقیقت حیات را تنها زمانی می‌توان به درستی درک کرد که بفهمیم وقوع واکنش‌های ساده مابین مؤلفه‌های ساده‌تر، نهایتاً چگونه به خلق ساختارها و پدیده‌هایی پیچیده ختم می‌شود؟

آیا صحت نظریه ریسمان به اثبات خواهد رسید؟

دیوید تانگ، فیزیک‌دان دانشگاه کمبریج، مسحور ریاضیات زیبای نظریه ریسمان است؛ نظریه‌ای که بر اساس آن، بنیادی‌ترین حالت ماده نه بصورت ذرات که بصورت ریسمان‌های ریز و مرتعش خودنمایی می‌کند.

با این حال او اعتراف می‌کند یک‌بار این نظریه او را دچار بحران فلسفی کرده است؛ زمانی‌که فهمید تمام عمرش را زنده بوده، بدون آن‌که بداند آیا واقعاً این نظریه تمامی واقعیت‌ها را توصیف می‌کند یا خیر. حتی بعید است آزمایشاتی چون «ابرتصادم‌گر هادرونی» و یا ماهواره پلانک که صرفاً با هدف آشکار ساختن رازهای خاصی از جهان ما طراحی شده‌اند؛ قضاوتی قطعی در خصوص صحت نظریه ریسمان داشته باشند.

تانگ، آرامش خود را در زمانی می‌بیند که این نظریه را بتوان با هدف توضیح مسائل غیربنیادی‌تری همچون رفتار کوارک‌ها و فلزات نامتعارف به کار گرفت. او می‌گوید: «نظریه مفیدی است؛ از این رو بر روی آن متمرکز شده‌ام.»

جهان از چه آغاز شد؟

بزرگ‌ترین دغدغه ذهنی همه کیهان‌شناسان از جمله دکتر نیل توروک، مدیر انیستیتو فیزیک نظری پرمیر؛ مسأله آفرینش است. نظریه متداول «انفجار بزرگ»، آغاز جهان را از نقطه‌ای با چگالی و دمای بی‌نهایت می‌داند؛ نقطه‌ای موسوم به تکینگی که علم فیزیک را نیز درهم می‌شکند. توروک می‌گوید:

«ما نمی‌دانیم چگونه باید آن را توصیف کرد؛ چگونه کسی می‌تواند بدون این (نقطه) ادعای نظریه‌ای را برای توضیح همه چیز بکند؟»

او امیدوار است که با پیشرفت «نظریه ریسمان» و مفهوم جدیدی به نام «اصل هولوگرافیک» (که به توصیف نقطه تکینگی در سه بعد می پردازد)، بتوان ویژگی‌های ساختاری این نقطه را در دو بعد پیاده کرد. او می‌گوید:

«این ابزارها به ما روش‌های جدید تفکر در خصوص مسأله (آفرینش) را نشان می‌دهند؛ روش‌هایی که از دید ریاضیاتی بسیار خرسند کننده‌اند.»

«واقعیت» چیست؟

جهان ماده تا حدی فراتر از قوه ادراک ماست اما به عقیده پروفسور آنتون زیلینگر، فیزیک‌دان دانشگاه وینا، فیزیک‌دانان به مرزهایی بسیار فراتر از این حدود دست یافته‌اند.

زیلینگر به آزمایشات نظریه کوانتومی اشاره می‌کند؛ آزمایشاتی که تأثیرات ظاهری ناظر را در شکل‌گیری واقعیت نشان داده‌اند. او می‌گوید:

«شاید پیشرفت واقعی زمانی رخ خواهد داد که بتوانیم به ارتباط مابین حقیقت، علم و رفتارهای خودمان پی ببریم.»

شاید اندکی ناباورانه به نظر برسد اما وجود چنین ارتباطی در عمل به خوبی به اثبات رسیده است. زیلینگر و دیگران نشان داده‌اند ذراتی که در فواصل بسیار دوری از هم قرار دارند؛ در میدان‌های کوانتومی با هم ارتباط دارند، به طوری که بررسی یکی از آن‌ها بر نتیجه بررسی دیگری تأثیر خواهد گذاشت.

هیچ‌کس هنوز نتوانسته است بفهمد زمانی‌که در حال تماشای جهانیم، «در واقع» جهان چگونه به نظر می‌رسد!

فیزیک، ما را تا کجا خواهد برد؟

شاید بزرگ‌ترین سؤال این باشد که تحقیقات علمی که از زمان گالیله و کپلر همچنان در حال کشف رازهای بیشتر و بیشتری از جهان پیرامون‌مان هستند؛ کی به آخر خط می‌رسند؟

لارنس کراس از دانشگاه ایالتی آریزونا می‌گوید: «در این فکرم که آیا به مرزهای علم تجربی رسیده‌ایم یا خیر.»

کراس همچنین در این اندیشه است که آیا برای پاسخ به سؤال سین کارول در خصوص علت تنظیم قوانین این‌چنینی در جهان (اولین سوال)، نیازمند به درک قوانین جهان‌های دیگر نیز هستیم یا نه.

اگر پاسخ این سوال مثبت باشد و کسب اطلاعات از جهان‌های دیگر غیرممکن؛ آن‌گاه است که باید گفت به انتهای درک خود از ساختار جهان‌مان رسیده‌ایم.

توروک معتقد است که علت تأسیس انیستیتو پرمیر فراهم ساختن محیطی آزاد برای جذب اندیشه‌های برخی از درخشان‌ترین متفکران جهان است. با وجود چنین شرایط خوشبینانه‌ای برای تفکر خلاق، امکان پاسخ به چنین سؤالاتی نیز وجود دارد.

شاید آن‌وقت است که تمامی فیزیک‌دانان متفکر و آشفته، اندکی آسوده می‌شوند و یا حداقل تفکرات‌شان به سمت مسائل پیش پاافتاده‌تری سوق پیدا می‌کند.

===

منبع سایت رادیو زمانه به قلم احسان سنایی

http://zamaaneh.com/science/2009/10/post_41.html

نگاشته شده توسط: elmee | نوامبر 20, 2009

همه چیز درباره فضا و فضانوردی

فضانوردان کسانی هستند که برای کار کردن در فضا آموزش می‌بینند. آنان گاهی هفته‌ها و ماهها در ایستگاههای فضایی یا سفینه‌های فضایی به پژوهشهایی ویژه می‌پردازند. دیدکلی آزمایشهایی که فضانوردان انجام می‌دهند به کشف آنچه در فضا وجود دارد یا تأثیر شرایط فضا بر زمین کمک می‌کند. از سال 1961 میلادی ، که نخستین سفر فضایی انسان انجام شد، فضانوردان توانسته‌اند روی ماه راه بروند و در مدار زندگی کنند. کار در فضا کار در سفینه فضایی شامل نگهداری و تعمیر ابزارها ، آزمایشهای علمی و پرتاب و تعمیر ماهواره‌ها است. برای آنکه فضانوردی بتوانند با سفینه فضایی پرواز کند، باید دوره‌ی اموزش خلبانهای ارتش را بگذراند. متخصصان سفینه‌های فضایی مهندسان یا دانشمندانی تراز اول هستند. نیروهای شدید فضانوردان باید برای شرایط غیر عادی فضا آماده شوند. ابتدا باید آموزش ببینند که چگونه در برابر نیروی گرانش (نیروی شدیدی که هنگام برخاستن سفینه باعث می‌شود انسان وزن خود را شش برابر وزن معمول احساس کند)، مقاومت کنند. برای عادت کردن به کمبود گرانش در فضا ، فضانوردان در محفظه‌های بسیار بزرگ آب و هواپیماهای بلند پرواز که احساس بی وزنی را به وجود می‌آورند، تمرین می‌کنند. بیماری فضا بیش از چهل درصد فضانوردان چند روز اول دچار بیماری فضازدگی می‌شوند؛ زیرا بی وزنی روی حس تعادل آنها اثر می‌گذارد. همچنین کمبود گرانش به تدریج گلبولهای قرمز خون فضانوردان را که حامل اکسیژن هستند کاهش می‌دهد و باعث خستگی می‌شود. ورزشگاه فضایی ممکن است به سبب کمبود گرانش در فضا ، قد فضانوردان تا پنج سانتیمتر بلندتر و قلب ، ماهیچه‌ها و استخوانهای آنها ضعیف شود. این تغییرها را می‌توان با برنامه غذایی خاص و انجام دادن تمرینهای ورزشی روزانه و منظم در ورزشگاهی درون سفینه مهار کرد. لباس فضایی و توپ نجات لباس فضایی ای. ا. یو. فضانورد را هنگامی که خارج از سفینه کار می‌کند، از تابشها حفظ می‌کند. توپ نجات مخصوصی را برای جابجایی فضانوردان به سفینه‌ای دیگر ، در مواقع اضطراری طراحی کرده‌اند. حد مجاز پرتوگیری سفینه‌های فضایی پیوسته در معرض بیماران ذره‌های پرتوزایی هستند که بطور معمول جو زمین جلوی آنها را می‌گیرد. هر فضانوردی با خود ابزاری دارد که مقدار پرتویی را که در معرض آن است، اندازه می‌گیرد. حد مجاز پرتوگیری در طول عمر انسان صد راد (واحد تابش) است. این حد مدت زمانی را که یک فضانورد می‌تواند در فضا به سر برد محدود می‌کند و مأموریتهای فضایی به مریخ یا سیاره‌های دور دیگر را که بیش از دو سال به طول می‌انجامد، به خطر می‌اندازد. وقتی سفینه در معرض تابش مستقیم خورشید باشد، دما در فضا بین 200- درجه تا بیش از 100 درجه سانتیگراد در نوسان است محفظ دمای پایدار در سفینه فضایی بسیار مهم است و این کار به همان روش دستگاههای تهویه‌ی هوا در ساختمانهای روی کره‌ی زمین ، انجام می‌شود. در فضا شب و روز وجود ندارد؛ ولی فضانوردان برای آنکه بدانند چه وقت کار و چه وقت استراحت کنند برنامه روزانه خود را در دوره‌ای زمانی که به اندازه شبانه روز زمین است، تنظیم می‌کنند. لایکا ، اولین سگ فضا نورد اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1957 م. سگی به نام لایکا را به فضا فرستاد. لایکا در فضا جان باخت، زیرا هیچ راهی برای بازگشت سفینه به زمین وجود نداشت.

تهيه و تنظيم : مهدی نوری

منبع: سایت ایرانیکا

http://www.iranika.ir/detail_fa/?iData=682&iCat=373&iChannel=2&nChannel=Articles

نگاشته شده توسط: elmee | نوامبر 20, 2009

شروع به کار مجدد

با عرض سلام.  من دوباره برگشتم  و عذر خواهی بابت این حدود یک سال و نیم تاخیر. راستش را بخواهید همان زمانی که اینجا را راه انداختم یعنی سال 1387 یک روز که برای گذاشتن مطلبی به وورد پرس مراجعه کردم مشاهده کردم که این سایت متاسفانه فیلتر شده است. پس از چندین بار تلاش متاسفانه به نتیجه ای نرسیدم و کم کم از حوصله داشتن این وبلاگ افتادم. و خلاصه حتا من یوزر نیم و پس وورد اینجا را نیز فراموش کرده بودم. تا اینکه امروز من پس از تلاش زیاد و مراجعه به ایمیل های قدیمی خود  کمی کمک گرفتن از حافظه خود موفق به یاد آوری اطلاعات مورد نظر شدم. خدا را شکر.

به امید خدا سعی میکنم که مطالب علمی بهتری را از گوشه کنار و البته با ذکر منبع در اینجا قرار دهم.

با تشکر از شما,عزتتان مستدام باد

علمی

جمعه 29 آبان ماه 1388

نگاشته شده توسط: elmee | اوت 23, 2008

رادار داپلر

همان‌طور که می‌دانید مسابقه‌های تنیس آزاد آمریکا (US Open) در حال برگزاری است. یک کار جالب که گرداننده‌های مسابقه کرده‌اند، نمایش سرعت توپ بعد از هر سرویس هست. البته این کار مدتی هست که در اغلب تورنمنت‌های معروف تنیس باب شده.

ظاهرن سیستم‌ای که معمولن برای اندازه‌گیری سرعت توپ استفاده می‌شه، رادار داپلر (Doppler Radar) هست. همه‌ی شما به‌نوعی با رادار داپلر آشنا هستید. مثلن، دوربین اندازه‌گیر سرعت کنار اتوبان هم یک رادار داپلر هست (البته چیزهای دیگری هم در این دوربین‌ها هست). حالا این رادار داپلر دقیقن چی هست؟

رادار داپلر اول از همه یک رادار هست. یعنی این که یک سیگنال رادیویی را گسیل می‌کنه. این سیگنال به اجسام برخورد می‌کنه و بازتاب پیدا می‌کنه. رادار این سیگنال بازتابی را دریافت می‌کنه و از وجود جسم آگاه می‌شه. اما رادار داپلر از خاصیت داپلر هم بهره می‌بره. خاصیت داپلر چی هست؟

حتمن پیش اومده کنار جاده باشید و صدای ماشین‌ها موقع عبور از کنارتان را بشنوید. وقتی ماشین‌ها در حال نزدیک شدن به شما هستند، صدا زیر است. ولی به محض این که از کنار شما گذشتند ناگهان صدا بم می‌شود. این زیر و بم شدن صدا پدیده‌ی داپلر هست. وقتی ماشین حرکت می‌کنه، صدای آن بسته به این که سرعت ماشین چه‌قدر باشه، فرق می‌کنه. اگر ماشین به طرف شما بیاد، فرکانس صدایی که شما می‌شنوید زیاد می‌شه، پس صدا زیر به نظر می‌آد. اگر ماشین دور بشه، فرکانس کم می‌شه و صدا بم به نظر می‌آد. هر چه سرعت ماشین بیش‌تر باشه، مقدار این زیر و بم شدن هم بیش‌تر هست.

همین پدیده در مورد امواج رادیویی هم صادق هست. وقتی توپ تنیس حرکت می‌کنه، فرکانس موج رادیویی دریافتی توسط رادار با اون چیزی که رادار فرستاده بود، فرق می‌کنه. با اندازه‌گیری این تغییر فرکانس، رادار داپلر می‌تونه سرعت را اندازه‌گیری کنه.

البته این نوع رادار چند مشکل هم داره. اول این که یک آدم باید رادار را به طرف توپ بگیره، مثل یک دوربین فیلم‌برداری. مشکل دوم این هست که رادار باید دقیقن در راستای حرکت توپ باشه تا سرعت درست اندازه‌گیری بشه. خب معلومه که تنیس‌بازها همیشه در یک جهت خاص سرویس نمی‌زنند. پس این عددهایی که تله‌ویزیون به ما نشون می‌ده احتمالن مقداری خطا دارند ولی اندازه‌ی این خطاها ناچیز هست مگر این که بازی‌کن سرویس را خیلی کج و به بیرون زمین بزنه.

ضمنن، این نوع تکنیک اندازه‌گیری سرعت منحصر به رادار نیست. ستاره‌شناس‌ها ۸۰ سال هست که از این روش برای اندازه‌گیری سرعت و فاصله‌ی که‌کشان‌های دور استفاده می‌کنند. در پزشکی هم سونوگرافی داپلر وجود داره که با همین روش سرعت خون را در رگ‌های قلب اندازه‌گیری می‌کنه. زیردریایی‌ها هم از این روش استفاده می‌کنند ولی به جای رادار، سونار داپلر (Doppler Sonar) دارند. سونار چیزی شبیه رادار است ولی با امواج صوتی کار می‌کنه.

=======

با تشکر از پسر فهمیده با اندکی تغییر در اینجا ذکر شده است و اصل مطلب رو میتونین اینجا بخونین:

http://blog.frozenpla.net/?p=96

نگاشته شده توسط: elmee | اوت 10, 2008

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

نگاه ‌اجمالی

در هر شاخه‌ای از علوم قواعد و قوانین خاصی وجود دارند که صحت و درستی این قوانین بدون اثبات پذیرفته می‌شود. اینگونه قواعد را اصل می‌نامند. بنابراین در هر علمی ‌تعدادی اصل علمی ‌وجود دارد که برای متخصصین آن علم بطور کامل آشنا هستند. به ‌عنوان مثال آلبرت انیشتین در بیان نظریه نسبیت خاص خود ، ثبات سرعت نور در تمام چارچوب‌های لخت را به عنوان یک اصل می‌پذیرد. بیشترین کاربرد اصول در اثبات روابط و خصوصیات دیگری است که بعدا بیان می‌شود. اصل عدم قطعیت یک نمونه ‌از هزاران اصلی است که در علم فیزیک وجود دارد.

پیدایش عدم قطعیت

در اوایل قرن نوزدهم ، موفقیت نظریه‌های علمی ، “مارکی دو لاپلاس” را متقاعد ساخته بود که جهان بطور دربست از جبر علمی پیروی می‌کند. وی معتقد بود اگر وضعیت جهان در لحظه‌ای معین از زمان ، کاملا معلوم باشد، می‌توان وضعیت آن را در زمانهای بعدی نیز براحتی با قوانین علمی پیش بینی نمود. بطور مثال ، اگر وضعیت خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی را در زمانی معین داشته باشیم، می‌توانیم وضعیت منظومه شمسی را در هر زمان دلخواه توسط قوانین گرانش نیوتون پیش بینی کنیم.

این مسئله ، در مکانیک کلاسیک کاملا بدیهی به نظر می‌رسد و می‌توان آن را براحتی اثبات نمود. اما لاپلاس از این هم فراتر رفت و گفت این مسئله برای تمامی پدیده‌ها از جمله رفتار بشر صادق است و قوانین مشابهی وجود دارد که تمام پدیده‌های جهان را پیش بینی می‌کند. با اینکه این مطلب با مخالفت بسیاری از افراد که می‌پنداشتند این دیدگاه به آزادی خداوند در دخالت در امور جهان خدشه وارد می‌کند روبرو شد، اما تا اوایل قرن حاضر ، این فرض ، تنها فرض مورد قبول اهل علم باقی ماند.

بعد از اینکه دوبروی نظریه خود مبنی بر انتساب موج به ذرات مادی را بیان کرد، این امواج تا اندازه‌ای نامفهوم بودند. همچنین در این زمان سوال دیگری مطرح بود، مبنی بر اینکه قوانین مکانیک کوانتومی ‌چه تاثیری بر مفاهیم مکانیک کلاسیک دارند. هایزنبرگ اشکال را از سرچشمه آن مورد نظر قرار داد، یعنی دستورها و روشهای معمولی مشاهده را در مورد پدیده‌هایی با مقیاس اتمی‌ بکار برد. در تجربیات روزانه ، می‌توانیم هر پدیده‌ای را مشاهده کنیم و خواص آن را اندازه بگیریم، بدون آنکه پدیده مورد نظر را تحت تاثیر قرار دهیم. در دنیای اتم هرگز نمی‌توانیم اختلال و آشفتگی را که حاصل از دخالت دادن وسایل اندازه گیری است، مورد بررسی قرار دهیم. انرژی‌ها در این مقیاس به اندازه‌ای کوچک هستند که حتی در اندازه گیری که با حداکثر آرامش انجام گرفته ، ممکن است آشفتگیهای اساسی در پدیده مورد آزمایش پدید آورد و نمی‌توان مطمئن بود که نتایج اندازه گیری واقعا آنچه را در نبودن وسایل اندازه گیری روی می‌داد، توصیف می‌کند. ناظر و وسیله ‌اندازه گیری یک قسمت از پدیده را مورد بررسی هستند.

اصولا چیزی به‌ عنوان پدیده فیزیکی به خودی خود وجود ندارد. در همه حالات ، یک عمل متقابل کاملا اجتناب‌ناپذیر میان ناظر و پدیده وجود دارد. هایزنبرگ این موضوع را از طریق ملاحظه مسئله دنبال کردن یک ذره مادی متصور ساخت. در جهان ماکروسکوپیک می‌توانیم حرکت یک توپ پینگ پنگ را ، بدون آنکه مسیر آن را تحت تاثیر قرار دهیم، تعقیب کنیم. اما در مورد مسیر حرکت یک الکترون هرگز وضع به همین منوال نیست و تعقیب الکترون بدون متاثر ساختن مسیر حرکت تقریبا غیر ممکن است و همین امر سبب ایجاد یک عدم قطعیت در مشاهدات ما می‌گردد.

نظریه ریلی – جینز

یکی از نخستین نشانه‌های سست بودن این باور ، کارهای دانشمندان انگلیسی ، “لرد ریلی” و “سر جیمز جینز” بود. آنها با ارائه قانون مشهور خود (قانون ریلی – جینز) ، نشان دادند که یک جسم داغ ، مثل یک ستاره باید بطور نامتناهی انرژی تابش کند. برای نمونه ، یک جسم داغ ، باید همان مقدار انرژی در قالب امواج با بسامدهای یک و دو میلیون میلیون موج در ثانیه تابش کند که در قالب امواج با بسامدهای دو و سه میلیون میلیون موج در ثانیه تشعشع می‌کند. از آنجا که تعداد امواج تابش شده در ثانیه نامحدود است، میزان انرژی تابشی نیز نامتناهی خواهد بود.

فرضیه پلانک

برای اجتناب از این نتیجه مضحک ، دانشمند آلمانی ، “ماکس پلانک” در سال 1900 اظهار داشت که امواج الکترومغناطیسی می‌توانند به میزان دلخواهی گسیل شوند، اما این گسیل در بسته‌های معینی بنام کوانتوم انجام می‌پذیرد. به علاوه هر کوانتوم مقدار معینی انرژی داراست که رابطه مستقیمی با بسامد موج دارد (E = nh). بنابراین در فرکانسهای بالا ، گسیل یک کوانتوم منفرد انرژی بیشتری نیاز دارد. از این رو ، تابش در بسامدهای بالا کاهش می‌یابد و میزان انرژیی که جسم از دست می‌دهد، مقداری معین و متناهی می‌شود.

به میان آمدن اصل عدم قطعیت

در سال 1926، دانشمند آلمانی دیگری به نام “ورنر هایزنبرگ” ، با استفاده از فرضیه پلانک ، اصل معروف خود را بنام اصل عدم قطعیت تدوین نمود. برای پیش بینی وضعیت بعدی یک جسم ، باید وضعیت و سرعت کنونی آن را اندازه گیری نماییم. بدیهی است برای محاسبه ، باید ذره را در پرتو نور مورد مطالعه قرار دهیم. برخی از امواج نور ، توسط ذره ، پراکنده خواهند شد و در نتیجه وضعیت ذره مشخص می‌شود. اما دقت اندازه گیری وضعیت یک ذره به ناگزیر از فاصله بین تاجهای متوالی نور کمتر است. برای تعیین دقیق وضعیت ذره ، باید از نوری با طول موج کوتاه استفاده نمود، اما بنا بر فرض کوانتوم پلانک نمی‌توانیم هرقدر که دلمان خواست مقدار نور را کم کنیم. می‌توانیم حداقل از یک کوانتوم نور استفاده کنیم. این کوانتوم ذره را متأثر خواهد ساخت و بطور پیش بینی ناپذیری ، سرعت آن را تغییر خواهد داد.

از طرف دیگر برای آنکه بتوانیم وضعیت ذره را دقیقتر محاسبه نماییم، باید از نوری با طول موج کوتاهتر استفاده نماییم و در این صورت انرژی هر کوانتوم نور افزایش یافته و سرعت ذره ، بیشتر دستخوش تغییر خواهد شد. این بدان معناست که هرچه بخواهیم مکان ذره را دقیق‌تر اندازه بگیریم، دقت اندازه گیری سرعت آن کمتر می‌شود و بالعکس.

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

هایزنبرگ نشان داد عدم قطعیت در اندازه گیری مکان ذره ، ضرب در عدم قطعیت در سرعت آن ، ضرب در جرم ذره ، نمی‌تواند از عدد معینی که به ثابت پلانک معروف است کمتر شود. همچنین این حد ، به راه و روش اندازه گیری وضعیت و سرعت ذره بستگی نداشته و مستقل از جرم ذره است.

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ، خاصیت بنیادین و گریز ناپذیر جهان است.

تصویر
عدم قطعیت در مورد حرکت الکترون به دور هسته

رابطه عدم قطعیت با اصل مکملی

اصل مکملی نشان می‌دهد که کاربرد همزمان توصیف‌های موجی و ذره‌ای در مورد یک ذره مادی مانند فوتون غیرممکن است. در صورتی که یکی از این دو توصیف را انتخاب کنیم، توصیف دیگر کنار گذاشته می‌شود. به عنوان مثال ، اگر تابش الکترومغناطیسی را به زبان ذرات بیان کنیم و مکان فوتون را در هر لحظه با دقت کامل تعیین کنیم، در آن صورت عدم قطعیت در مکان و زمان هر دو صفرند. اما از طرف دیگر ، عدم قطعیت در آنچه که به موج فوتون نسبت داده می‌شود (طول موج و فرکانس) بینهایت بزرگ خواهد بود.

در عوض اگر توصیف موجی را بکار ببریم، در این‌صورت عدم قطعیت در تعیین فرکانس و طول موج صفر بوده ولی عدم قطعیت در مکان و زمان بینهایت خواهد بود. بنابراین یک رابطه بین عدم قطعیت در فرکانس و زمان و نیز بین مکان و طول موج وجود خواهد داشت. به بیان دیگر ، حاصلضرب ΔtΔE (عدم قطعیت در فرکانس و زمان) و ΔxΔp (عدم قطعیت در طول موج و مکان) مقداری ثابت خواهد بود، یعنی اگر به عنوان مثال ΔE افزایش یابد، Δt کاهش خواهد یافت و بر عکس.

رابطه عدم قطعیت اندازه حرکت و مکان

یکی از مهمترین مشاهدات کیفی که در بحث بسته موج صورت می‌گیرد، رابطه بین پهنای بسته موج در دو فضای مکان و اندازه حرکت است. این دو کمیت باهم رابطه عکس دارند، یعنی هرگاه پهنای بسته موج در فضای مکان بیشتر باشد، بر عکس در فضای اندازه حرکت کمتر خواهد بود. به گونه‌ای که حاصلضرب همواره بزرگتر یا مساوی ħ خواهد بود. ħ کمیت ثابتی است که به صورت نسبت ثابت پلانک بر عدد 2π تعریف می‌شود. به عبارت دیگر ، رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ در مورد اندازه حرکت و مکان به صورت زیر است:

ΔpΔx≥ħ

رابطه عدم قطعیت انرژی و زمان

می‌دانیم که نظریه پلانک و به تبع آن کارهای انیشتین نشان داد که ‌انرژی به صورت کوانتاهای انرژی با مقدار hv می‌باشد، به عبارت دیگر ، انرژی به صورت E = hv بیان می‌شود. اگر این رابطه را در رابطه مربوط به عدم قطعیت در فرکانس و زمان قرار دهیم، در این صورت رابطه معروف عدم قطعیت هایزنبرگ در مورد انرژی و زمان به صورت زیر حاصل می‌گردد:

ΔEΔt ≥ ħ

اصل عدم قطعیت ، ناقض فرضیه لاپلاس

این اصل مهر پایانی بود بر نظریه لاپلاس. تنها در صورتی که مشاهده جهان به صورتی باشد که در آن ، اختلالی ایجاد نکرده و وضع فعلی آن را تغییر ندهد، می‌توانیم امیدوار باشیم که اصل عدم قطعیت راه ما را برای شناختن رویدادهای آینده سد نخواهد کرد که البته ، این امر کاملا غیر ممکن است، زیرا تنها ابزار شناسایی ما امواج می‌باشند. اما هنوز می‌توان تصور کرد که مجموعه ای از قانون‌ها وجود دارد که برای موجودات ماوراء طبیعیی که می‌توانند بدون استفاده از امواج ، جهان را مشاهده کنند، چند و چون رویدادها را بطور کامل تعیین می‌کند.

با این حال مدلهای اینچنینی از جهان ، چندان دردی از ما موجودات فانی و معمولی این دنیا دوا نمی‌کند. بهتر است به اصل صرفه جویی که به تیغ اکام مشهور است پایبند باشیم و همه جنبه‌های نظریه را که مشاهده پذیر نیست کنار بگذاریم.

=======

پیوند های خارجی

http://Olympiad.roshd.ir/chemistry/content/pdf/0606.pdf

منبع: دانشنامه رشد

نگاشته شده توسط: elmee | اوت 7, 2008

تعداد استخوانهای بدن انسان:

دست ها:64
پاها:62
ستون مهره ها:26
دنده ها:24
جمجمه:22
جناغ سینه:1

استخوان جلو گردن:1

جمع=200

اما بایستی 3 جفت استخوان کوچک گوش و 20 استخوان کنجدی را نیز به رقم فوق بیفزاییم. استخوانهای کنجدی پهن و اکثرن کوچک می باشند و بیشتر در داخل زردپی های ماهیچه واقع هستند و یکی از این نوع استخوانهای کنجدی استخوان کشگک زانو می باشد.

نگاشته شده توسط: elmee | اوت 5, 2008

بازی بدون ریاضی وجود ندارد

و این هم یکی دیگه از انبوه جالبات (!) دنیای ریاضی از حوضه ی نظریه اعداد

تعداد برادران و خواهران

با کمی دقت می توانيد تعداد پسران و دختران يک خانواده را حدس بزنيد .

1-  از يک نفر بخواهيد که تعداد برادرانش را به اضافه  3  کند .

2-  حاصل بدست آمده را در عدد  5  ضرب و عدد  20  را به آن اضافه کند .

3-  حاصل به دست آمده را در عدد  2  ضرب و به تعداد خواهرها اضافه کند .

4-  به حاصل، عدد  5  را اضافه و عدد  75  را از آن کم کند .

5-  نتيجه را به شما بگويد .

6-  عدد حاصل ( که دو رقمی است )، تعداد خواهران و برادران را مشخص می نمايد.

7-  عدد سمت راست تعداد خواهرها و عدد سمت چپ تعداد برادرها است.

نگاشته شده توسط: elmee | اوت 1, 2008

جدول مندلیف چیست؟

در سال 1869 دمیتری مندلیف (1907-1834) نمونه جدول تناوبی خود را که مبنای تمام نمونه های امروزی می باشد منتشر کرد. جدول تناوبی نمایشی نموداری از تمام عناصر شناخته شده با یک ترتیب خاص می باشد. می توان تنها بانگاه کردن به جای هر عنصر نسبت به عناصر دیگر در جدول به اطلاعات مهمی دست یافت.
مندلیف عناصر را در جدول تناوبی به ترتیب افزایش جرم اتمی نسبی قرار داد. وی عناصر را در سطرهای افقی (دوره) قرار داد تا عناصری که خواص مشابه داشتند در ستون های عمودی (گروه) ظاهر شوند. او برای اینکه مطمئن شود عناصر با خواص یکسان در یک گروه قرار گرفته اند مجبور بود برخی خانه های جدول را خالی بگذارد. اما این جدول باز هم به این خاطر که دانشمندان را قادر به پیش بینی خواص عناصر جا افتاده می ساخت منبع اطلاعاتی مناسبی بود.
بعدها ثابت شد که فرض های مندلیف درباره خواص عناصر جا افتاده به طرز شگفت انگیزی دقیق بوده اند.

نگاشته شده توسط: elmee | ژوئیه 28, 2008

فلسفه علم

دید کلی

در قرن بیستم تحولات عمیقی در علوم طبیعی به وجود آمد و نظریات فیزیکی نوینی از جمله نظریه نسبیت ، نظریه مکانیک کوانتومی را در دیدگاه جهان پدیدار ساخت. کشفیات تصادفی و دور از دسترس بسیاری که در فیزیک و به ویژه در اختر فیزیک صورت گرفته‌اند، درک ما را از جهان و قوانین حاکم بر آن بهبود بخشیده‌اند. البته این بدین معنی نیست که علم در آینده ، اطلاعات کنونی را کاملا رد می‌کند.

علوم طبیعی براساس کشفیاتی که در آن صورت گرفته ، موفقیت بزرگی را کسب کرده است. بسیاری از قوانین و نظریات بیان شده دارای کاربرد وسیعی هستند. درست است که انقلاب علمی سبب ظهور مفاهیم و نظایات نوینی می‌شوند، اما برخلاف انتظار با مفاهیم اساسی و پایه گذشته ادغام می‌گردند و مفهوم خود را در ارتباط با پدیده‌ها حفظ می‌کنند.

رد پای تناقضات در علم

مسیر علم در بین تناقضات واقع است. بدین معنی که علم با عقاید و تفکر پذیرفته شده مغایرت دارد. هر تناقضی الزاما نظم عادی عقادی را به هم می‌زند و نیاز به توضیح دارد. البته تناقض در مقابل « شعور متعارف » خودش را نشان می‌دهد. برخی مباحث کاملا منطقی وجود دارند که به نتایج متناقضی می‌رسند به طوری که تشخیص صحت و سقم آنها غیر ممکن است. به چنین تناقضاتی ، تناقضات منطقی می‌گویند.

تناقضات در پـیـشرفـت عـلم نـقش ویـژه‌ای دارند. لئویند ماندلستام (Leonid Mandelstan ) فیزیکدان برجسته روسی بر این عقیده بود که برای درک مطلبی دو مرحله وجود دارد. مرحله اول یادگیری کامل تعدادی پدیده معین است که تمام مسائل مربوط به این پدیده تایید شده هستند. مرحله دوم تصور کلی مساله ، یعنی درک کامل ارتباطات داخلی و خارجی مطلب می‌باشد. مرحله دوم تناقضاتی دارد که باید آنها را روشن ساخت.

تناقضات منشا تولید علم

  • تناقضاتی که در چهارچوب فیزیک کلاسیک مطرح شدند، سبب پیدایش نظریه نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی شدند. تصویر جدید علم از تناقضات نیز به شیوه فائق آمدن بر آن است که در اینر راه پیشرفت‌های علمی جدیدی حاصل می‌گردد.
  • اختر فیزیک جدید در بررسی تناقضات سهیم است. در سال‌های اخیر اجسامی غیر عادی و پدیده‌هایی در اعماق فضا کشف شده‌اند که تناقض در نظریات را به نوعی رفع می‌کند.
  • این نتایج شگفت انگیز را که در اثر مطالعه فضا آشکار می‌شوند، باید چنین تصور کنیم که نخستین جرقه‌ها را در پیشرفت فهم ما از ماده و جهان می‌زنند. البته این فقط اختر فیزیک نیست که کشفیات جدیدش انقلابی در فیزیک ایجاد می‌کنند.

یک نگاه فلسفی

موجودیت علم ایجاب می‌کند که شرایط یکسان همیشه نتایج مشابهی را ایجاد نماید. با این وجود شما هر بار شرایط یکسانی را فراهم می‌کنید. ولی نمی‌توانید پیش‌گویی کنید که از پشت کدام سوراخ ، الکترون را خواهید دید. با اینکه همواره شرایط یکسان به نتایج مشابهی ختم نمی‌شوند. اما همواره پیشرفت علمی ایجاد کرده و کشف جدیدی را سبب می‌شوند.

بنابراین ، برای موجودیت علم افکار و عقایدی ضروری است که طبیعت را مختص به شرایطی نداند که از قبل قابل تصور است، بلکه برخی نظریات در طول بررسی‌ها و رفع تناقضات نتیجه شده‌اند.

نفی ، شروع همه چیز است!

عجیب است که حدودا نیمی از کشفیات علمی در اثر نفی نظریاتی بوجود می‌آیند. باید بدانیم که:

  • آیا مثبت و منفی پیکربندی واحدی دارند؟
  • آیا مثبت گاهی اوقات از منفی حاصل نمی‌شود؟
  • آیا نقش منفی در علم بازدارنده است یا اینکه احتمالا نشانه مثبت است؟

از اینکه هر نظریه علمی محدودیت‌های خاص خود را دارد، بنابراین اجبارا مشروط و محدود است و قادر نیست تمام پدیده‌های متنوعی که در طبیعت اتفاق می‌افتد را توجیه نماید. یعنی قانونی که بوسیله آن بتوان تمام پدیده‌های طبیعی را بررسی کرد، وجود ندارد. در علوم حتی نظریات جامع نیز دارای محدودیت هستند. اما حقایق جدیدی که دیر یا زود پس از نظریه کشف می‌شوند که در پس محدودیت‌های نظریه قرار گرفته‌اند، سبب نفی نظریه می‌شوند. در اثر همین نفی ، نظریه جدید و جامعتری به وجود می‌آید که الزاما نظریه قبیلی را رد نمی‌کند اما نتایج جالبی دارد و از میزان محدودیت‌هایش کم شده است.

نسبیت ریشه در فیزیک کلاسیک دارد!

در دوره فیزیک کلاسیک تصور می‌شد که قوانین مکانیک کلاسیک بدون هیچ استثنایی در تمام پدیده‌های طبیعی قابل استفاده‌اند. نظریه نسبیت عام این تصور غلط را که قوانین مکانیک فراگیر باشند و تمام پدیده‌ها را پوشش دهند، نقض کرد نه خود مکانیک نیوتنی را. در چنین حالتی مکانیک کلاسیک حالت خاص از نظریه نسبیت تلقی می‌شود و در مواردی که سرعت‌ها کمتر از سرعت نور و جرم‌ها کوچک هستند، صحت دارد. برای همین علم مکانیک اهمیت خود را حفظ نمود و به صورت علم دقیقی در آمد. با این حال ایده‌های کشف نظریه نسبیت و فرمولبندی آن ریشه در فیزیک کلاسیک دارد.

جهان را چگونه باید شناخت؟

اختر فیزیک علمی است که اهمیت خود را مدیون پیشرفت دوربین‌های نجومی و توسعه روش‌های پژوهشی از جمله کشف تلسکوپ‌های رادیویی ، فروسرخ ، اشعه ‌ایکس ، اشعه گاما و امواج فرابنفش می‌باشد. و نیز موقعیت‌هایی که بوسیله سفرهای فضایی و ماموریت‌های اکتشافی فضا فراهم شده ، در این موفقیت و پیشرفت سهیم هستند.

باید بپذیریم که فضای دور دست ، بصورت منبع گرانبهایی از اطلاعات علمی جدید است که اهمیت آن از علم اختر فیزیک محض فراتر رفته است. گسترش دامنه تحقیقات و مطالعه جهان مبحثی است که علم فیزیک خود را با آن سرگرم کرده است بنابراین علم فیزیک در زمین و جهان باید مکمل هم باشند. این علم در زمین بصورت علوم طبیعی مطرح است. اما در بررسی جهان با دو بازوی قدرتمند کیهان شناسی و فلسفه پیش می‌رود که از تلفیق و این علوم به نتایجی بی‌نظیر و در عین حال تازه در جهان می‌رسند.

======

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87+%D8%B9%D9%84%D9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0

=======

%ایام به کام%

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.